چهارشنبه 24 مرداد 1397

به سایت موسسه آموزشی فرزانگان خوارزمی خوش آمدید.میزبانان شما در سایت جامع اینترنتی خوارزمی:دکتر محمود شیرزاد-مهندس سعید ابراهیمی

empty    

 
 

 

فعالیتهای فرهنگی ، آموزشی
بهداشت رواني

بهداشت رواني، همان سلامت فكر و قدرت سازگاري فرد با محيط و اطرافيان است همچنان كه از جسم خود دفاع مي كنيم روح خود را نيز بايد مقاوم تر كنيم تا زندگي بهتري داشته باشيم. در زندگي «چگونه بودن» خيلي مهمتر از «بودن يا نبودن» است. ايجاد فرصت براي شكوفايي استعدادها، توانايي ها و كنار آمدن با خود و ديگران يكي از اهداف مهم و اساسي بهداشت رواني است. جوامع مختلف سعي مي كنند تا سياست هاي مربوط به بهداشت رواني را سازماندهي كنند، اصول كلي، در اين تلاش، سالم سازي محيط فردي و اجتماعي است كه افراد جامعه را در بر مي گيرد. اين نگرش حكم مي كند كه خانواده ها بيش از پيش با بهداشت رواني خانواده و چگونگي پيشگيري و درمان بيماري هاي روحي آشنا شوند.

 چون در برخورد با چالش ها و مشكلات روزمره، ما بر اساس ويژگي هاي رواني خود با آنها برخورد مي كنيم، هرچه از سلامت رواني بيشتري برخوردار باشيم به يقين آسيب پذيري ما كمتر خواهد بود. با برخورداري از سلامت فكر و روان مي توانيم به موفقيت هاي بيشتري برسيم و بيش از پيش بر مشكلات غلبه كنيم.

براي شروع بحث بهتر است از بهداشت رواني تعريفي را ارائه كنيم. بر اساس تعریف سازمان جهاني بهداشت (WHO)، بهداشت رواني عبارت است از «توانايي كامل براي ايفاي نقش هاي اجتماعي، رواني و جسمي» اين سازمان معتقد است كه بهداشت رواني فقط نداشتن بيماري يا عقب ماندگي نيست بنابراين كسي كه احساس ناراحتي نكند از نظر رواني سالم محسوب مي شود.

 

اهداف بهداشت رواني در خانواده:

- تأمين سلامت جسماني، رواني، عاطفي، اجتماعي و اخلاقي اعضاي خانواده.

- تلاش براي شناخت رفتار خود و افراد خانواده.

- برقراري روابط حسنه بين اعضاي خانواده.

- ايجاد ارتباط صميمانه و حفظ اسرار خانواده، به طوري که اعضاي خانواده در داخل خانه به يکديگر تذکر بدهند ولي در بيرون مدافع هم باشند.

- تقويت اعتماد و عزت نفس اعضاي خانواده و احترام به شخصيت ديگران.

- به وجود آوردن احساس رضايت از زندگي.

- آموزش خانواده ها براي کمک به پيشبرد اهداف صحيح اجتماعي.

 

ويژگي هاي فردي که بهداشت رواني دارد:

نسبت به خود، خانواده و جامعه بي تفاوت نيست؛ با ديگران سازگاري دارد؛ شاد و مثبت انديش است؛ به خود و ديگران احترام مي گذارد؛ بد بين نيست؛ به نقاط ضعف و قدرت خود آگاهي دارد؛ انعطاف پذير است؛ شناخت او از واقعيت نسبتاً دقيق است و براي رسيدن به هدفهاي خود بر اساس عقل و احساس عمل مي کند؛ نسبت به خود نگرش مثبت دارد و ناکامي ها را تحمل مي کند؛ توانايي حل مشکلات خود را دارد؛ از اوقات فراغت خود به نحو مطلوب استفاده مي کند؛ در مواجهه با مشکلات اجتماعي، کنترل و تعادل خود را از دست نمي دهد؛ استعدادهايش به طور هماهنگ و به خوبي رشد مي کند؛ دنيا را گذرگاهي براي رسيدن به آخرت مي داند؛ رابطه اش با ديگران سازنده و مثبت است؛ نيازهايش را از طريقي برآورده مي کند که با ارزش هاي اجتماعي منافات نداشته باشد؛ صابر، صادق، درستکار و بخشنده است؛ در نظر ديگران فرد موجهي محسوب مي شود، زيرا در همه کارها متعادل است.

 


عوامل مؤثر در بهداشت رواني:

تغذيه: حالات روحي ما در انتخاب نوع غذايي که مي خوريم مؤثرند. ما در حالات مختلف غذاهاي متفاوتي را طلب مي کنيم، هنگام احساس قدرت و پيروزي به غذاهاي گوشتي، هنگام احساس تنوع و تحول به غذاهايي با انواع سس و هنگام اضطراب يا پرخاشگري به خوراکي هاي گاز زدني تمايل داريم در حالي که وقتي خسته هستيم چاي و قهوه را ترجيح مي دهيم. بنابراين با شناخت خود و سوخت و ساز بدن مي توانيم با انتخاب مواد خوراکي مناسب به آرامش بيشتري دست يافته و از خوردن لذت ببريم.


ايمان: اعتقادات و باورهاي مذهبي قادر است در مصيبت هاي زندگي، از فرد افسرده و مأيوس، انساني اميدوار و محکم بسازد، چنانکه هرگز خود را تنها و بيمناک احساس نکند. او باور دارد که خدا پيوسته با اوست، در رويارويي با سختي هاي زندگي تنها نيست و خداي مهربان به او علاقه و توجه دارد. اين باور موجب مي شود که فرد عليه انزوا طلبي و گوشه گيري که بسياري از مبتلايان به امراض خطرناک را از پاي در مي آورد، ايمن شود.


مدرسه: مسئوليت اولياي مدرسه فقط در پرورش نيروي عقلي و آشنا کردن دانش آموزان به مسائل اجتماعي و اخلاقي خلاصه نمي شود. مدرسه مسئول تغيير و اصلاح رفتارهاي ناسازگارانه و تأمين بلوغ عاطفي و سلامت رواني دانش آموزان نيز مي باشد. در مدرسه فرزندان دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه مي کنند، معلم با تکريم شخصيت، محبت و توجه، آنان را در مسير صحيح هدايت مي کند، دانش آموز در مدرسه چگونگي برقراري روابط درست عاطفي، سازگاري با ديگران و مسئووليت پذيري را مي آموزد و راههاي مبارزه با کينه توزي، ديگر آزاري و حسادت را ياد مي گيرد
.


ورزش: ورزش يکي از رموز سلامت جسماني و رواني است. افراد داراي آمادگي جسماني از لحاظ احساسات، عواطف، شخصيت اجتماعي و نوعدوستي کاملتر و در فعاليتهاي شغلي و حرفه اي موفق ترند. ورزش موجب تقويت اعتماد به نفس در فرد شده، او را متعادل، متفکر و سازگار با محيط مي کند. با ورزش، شخص کمتر دچار حسادت، حقارت و ستيزه جويي مي شود و در نتيجه از سلامت رواني بهتري برخوردار خواهد بود.


راههای تقويت بهداشت رواني:

- اگر با ناراحتي هاي رواني کودکان، نوجوانان و جوانان روبرو شديم با حوصله و متانت آن ها را رفع کنيم و از تصميم هاي عجولانه بپرهيزيم.

- در ناراحتي هاي شديد، درد دل و گريه کردن باعث تخليه رواني و آرامش مي شود، در اين شرايط از يک دوست صميمي مي توانيم کمک بگيريم.

- مشارکت جو باشيم تا دوستان جديد بيابيم.

- از مشاهده فعاليت هاي جديد فرزندانمان لذت ببريم.

- با پرورش ابعاد روحي، معنوي و مذهبي شخصيت خود و فرزندانمان به سلامت رواني بالاتري دست يابيم.

- با احترام به ديگران به بهداشت رواني خود و ديگران کمک کنيم.

- زمينه هاي اعتماد را فراهم کنيم.

- به احساسات فرزندانمان توجه کنيم و ويژگي هاي آنها را بشناسيم.

- محيط زندگي را در حد توان جذاب و پر نشاط کنيم.

- فرصت هاي مناسب براي بروز احساسات و شخصيت فرزندانمان ايجاد کنيم.

- به دست آوردن بهداشت رواني منوط به روبرو شدن با واقعيت، سازگار شدن با تغييرات، ظرفيت داشتن براي مقابله با اضطراب ها، کم توقع بودن، احترام قائل شدن به ديگران و ... است، بکوشيم اين شرايط در خانواده فراهم شود.

- رفتار والدين در خانواده به گونه اي باشد تا فرزندان خود را در زندگي شاد، خوشحال و فارغ از گرفتاري هاي احساس کنند.

- همیشه احساس موفقیت و ارزشمندی خود و اعضای خانواده را بیان کنیم.

- با انجام فرایض دینی و رفتارهای صحیح فرزندان را متوجه کنیم که مذهب، تامین کننده بهداشت روانی است.

- هرچه بتوانیم با جامعه و افراد آن سازگاری بیشتری داشته باشیم از بهداشت روانی بالاتری برخوردار خواهیم بود.

- به جای گریز ازسختی‌ها و مشکلات، باید قدرت عمل و تفکر خود را در مقابله با آنها افزایش دهیم تا خود و اعضای خانواده به شادی، صفا و آرامش برسیم.

- دستورات الهی را به خوبی عمل کنیم تا از هرگونه‌ خودخواهی، بدبینی، تنهایی و نگرانی مصون باشیم.

-  به فرزندان بیاموزیم که حتی در تجربه‌های تلخ زندگی نیز فرصت‌های خوبی وجود دارد که باید کشف شود و در زندگی به کار برود.

- به فرزندان آموزش دهیم به جای سرکوب احساسات آزاردهنده مثل حسادت، کینه‌توزی و ... آن احساسات را به گونه‌ای صحیح بیان و خود را آرام کنند.

- برای اصلاح رفتار فرزند هرگز از شیوه تحقیر و سرزنش استفاده نکنیم بلکه با مطرح کردن نقاط مثبت آنها ضعف‌هایشان را نیز گوشزد کنیم.

- اگر امید داشتن را به فرزاندانمان بیاموزیم همیشه از سلامت روانی برخوردار خواهند بود.

- در مقابل فرزندانمان از دیگران بدگویی نکنیم و اگر به منظور پیشگیری از خطرهای احتمالی، معایب افراد نابهنجار را می‌گوییم به آ‌نها خاطرنشان کنیم که «این رفتار آن افراد است که بد است نه خود آن افراد».

- در عین تکریم شخصیت و ابراز محبت وتوجه به فرزند، در اصلاح رفتارهای ناپسند او تلاش کنیم تا خویشتن‌داری مثبت که رمز بهداشت روانی است در فرزندانمان تقویت شود.

- فرزندان را با نوع رفتارهایی که از آنان انتظار داریم، آشنا کنیم.

- هنر ارتباط سالم و موثر با دیگران را خودمان بیاموزیم و به فرزندان نیز آموزش دهیم.

- انتظارات خود و اعضای خانواده را با واقعیات تطبیق دهیم.

- در مواقع ضروری می‌توانیم به موقع از دیگران کمک بگیریم. برخی از مشکلات را به تنهایی نمی‌توان حل کرد در این‌گونه موارد بهتر است از مشاور یا روانشناس یاری بخواهیم.

- با اتکا به خدای بزرگ نقطه اطمینان ‌بخش را پیدا می‌کنیم که موثرترین دارویِ شفا بخشِ نگرانی‌ها و اضطراب‌‌های ماست؛ با یاد خدا و رشد معنویت در خانواده، بهداشت روانی خود و اعضای خانواده را بیمه کنیم.

کیفیت سایت جدید خوارزمی را چگونه ارزیابی می کنید؟
نیاز به محتوای بیشتر
متوسط
خوب

 

 

  بازديد کل : 2349891 نفر   - 403535 ip   بازديد امروز : 1778 نفر   - 208 ip   بازديد ديروز : 1136 نفر   - 228 ip   آنلاين : 5 نفر